سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

444

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

پس دليل كفر ونفاق أو است ; زيرا كه معلوم است كه منازع ومخالف أبو بكر ، حضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) بود ، واطلاق قول أو : ( از مخالفت أو حسابي بر توان داشت ) ، در حق آن حضرت چقدر دليل بي باكى وبىپروايى از دين اسلام است . اما آنچه گفته : اين قسم خلافت ‹ 490 › منتظمه را . . إلى قوله : موجب قتل وتعزير است . . . إلى آخر . پس از اينجا كمال نصب وعداوت مخاطب ، وغايت بغض ومعادات أو با أصحاب ظاهر شده كه اين جماعت أصحاب را - كه جناب أمير ( عليه السلام ) رئيس ايشان بوده - وآن حضرت مر ( 1 ) در ايشان داخل ، واجب القتل والتعزير گفته ، دست از اسلام وايمان ظاهري هم شسته ، در حقيقت - عياذاً بالله - تصويب فعل ابن ملجم أشقى الأولين والآخرين مىخواهد ، چه هرگاه - پناه به خدا - اين خرافه أو صحيح باشد ، پس ابن ملجم آنچه كرده به زعم مخاطب واولياى أو عين صواب كرده ، وچون خلفاى ثلاثة . . . ( 2 ) به خيال حفظ

--> 1 . مر : حرفى است كه به نظر فرهنگ نويسان براي زينت وتحسين كلام ، يا براي اقامه وزن در شعر ، يا براي افاده حصر وتحديد ، يا براي تأييد در جمله ذكر مىشود ، وبه عقيدة گروه ديگر از لغت نويسان از جمله كلمات زائده است وحذفش هيچ لطمه به جمله نمىزند . رجوع كنيد به لغت نامه دهخدا . 2 . در [ الف ] به اندازه چند كلمه سفيد است .